تعرفهای ۲۵ درصدی بر واردات آمریکا از هر کشوری که با ایران تجارت میکند ظاهراً برای تنبیه کشورهای ثالث است، اما احتمالاً اثر آن بیشتر متوجه تهران خواهد شد.
تعرفههای ثانویه پیشنهادی اوایل این هفته توسط رئیسجمهور دونالد ترامپ اعلام شد و واکنشی به سرکوب خشونتآمیز معترضان در ایران بود.
برخی تحلیلگران پرسیدهاند که آیا چنین اقداماتی قابل اجرا هستند، با اشاره به روابط تجاری ایران با بیش از ۱۴۰ کشور. برخی دیگر بر مخالفت آشکار چین تمرکز کردهاند، چرا که پکن بزرگترین شریک تجاری ایران است.
با این حال، تجربه گذشته نشان میدهد تعرفههای ثانویه میتوانند برای کشور تحت تحریم بسیار آسیبزنندهتر از شرکای تجاری آن باشند.
نمونههای گذشته چه میگویند؟
نمونهای قابل توجه، اقدام آمریکا علیه هند در خصوص واردات نفت روسیه در اواخر آگوست سال گذشته است. اگرچه مکانیزم متفاوت بود، اثرات ظرف چند ماه آشکار شد.
تا اواخر ۲۰۲۵، نفت خام روسیه با تخفیف ۲۰ تا ۳۰ دلار در هر بشکه نسبت به تابستان (حدود ۳ دلار) و پاییز (۱۰ دلار) فروخته شد. حتی با قیمت تخفیفخورده، صادرات نفت روسیه به هند در دسامبر نسبت به ماه قبل ۲۹ درصد کاهش یافت.
به طور خلاصه، درد عمدتاً توسط روسیه تحمل شد، نه هند.
دادههای دفتر سرشماری آمریکا نشان میدهد که علیرغم اعمال تعرفه ۲۵ درصدی بر کالاهای هندی، صادرات هند به آمریکا کاهش چشمگیری نداشت. نفت ارزان روسیه به پالایشگران هندی کمک کرد رقابتی باقی بمانند.
تجربه چین نیز مشابه است. صادرات چین به آمریکا در سال ۲۰۲۵ حدود ۲۰ درصد کاهش یافت، اما صادرات کل جهانی آن ۵.۵ درصد رشد کرد. با حمایت از نفت و گاز روسیه با تخفیف، پکن مازاد تجاری رکوردشکن ۱.۲ تریلیون دلاری ثبت کرد.
در مجموع، این موارد نشان میدهند تعرفههای ثانویه بیشتر بار هزینهها را بر دوش صادرکننده تحریمشده میگذارند تا شریک تجاری آن.
چگونه تعرفههای ثانویه ایران را تحت تأثیر قرار میدهند؟
واشینگتن هنوز راهنمایی دقیق درباره اجرای تعرفه ۲۵ درصدی منتشر نکرده است، اما اظهارات ترامپ نشان میدهد که این اقدام محدود به کشورهای خریدار نفت خام ایران نخواهد بود.
تهران احتمالاً مجبور خواهد شد قیمت طیف گستردهای از کالاها را کاهش دهد تا خریداران بتوانند هزینه تعرفههای اعمالشده بر صادراتشان به آمریکا را جبران کنند.
حتی اگر تعرفهها فقط بر خریداران انرژی و محصولات پتروشیمی ایران اعمال شود، تأثیر آن شدید خواهد بود.
طبق دادههای Kpler که توسط Iran International مشاهده شده، ایران در حال حاضر حدود ۱.۳ میلیون بشکه در روز نفت خام صادر میکند که تقریباً همه به چین است.
همچنین بیش از نصف آن حجم را در قالب فرآوردههای نفتی صادر میکند، عمدتاً به امارات، ترکیه، عراق، هند و پاکستان.
درآمد سالانه از گاز مایع بیش از ۱۰ میلیارد دلار، نفت کوره حدود ۷ میلیارد دلار و صادرات گاز حدود ۵ میلیارد دلار است. وقتی محصولات پتروشیمی هم لحاظ شوند، درآمد از این محصولات تقریباً با درآمد نفت خام برابر است.
ایران همچنین با ترکیه قرارداد ۲۵ ساله گاز دارد که پنج ماه دیگر منقضی میشود و هیچ نشانهای از تمدید آن وجود ندارد. تحویل گاز به عراق نیز به دلیل کمبود داخلی متوقف شده است، و بغداد به دنبال تأمینکنندگان جایگزین است.
تهران هزینهها را تحمل میکند
امارات، بزرگترین خریدار نفت کوره و عمده واردکننده LPG ایران، روابط اقتصادی گسترده با آمریکا دارد و احتمالاً حاضر نیست ریسک تعرفههای ثانویه را بپذیرد.
خریداران آسیایی دیگر، از جمله هند، سنگاپور، مالزی و پاکستان، حجم کمی از محصولات ایران را وارد میکنند و ارزش ندارد که برای دسترسی به بازار آمریکا ریسک کنند.
به احتمال زیاد، ایران دوباره مجبور خواهد شد به چین اتکا کند و تخفیفهای سنگین بدهد تا سهم بازار خود را حفظ کند.
در نهایت، تعرفههای ثانویه گزینههای ایران را محدود، وابستگی آن به یک خریدار را عمیقتر و درآمدش را در اوج فشار داخلی کاهش میدهند. این سیاست ممکن است حتی از تحریمهای معمولی آسیبزنندهتر باشد.
اصل این مقاله در بخش انگلیسی ایران اینترنشنال منتشر شده است

