ارتش اسرائیل اعلام کرده است که در ۷ مارس ۲۰۲۶ مخازن سوخت مرتبط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در تهران را هدف قرار داده است. ویدیوهای منتشر شده در فضای مجازی، شعلههای عظیم و ستونهای غلیظ دود را نشان میدهد که از انبارهای نفتی در تهران و کرج به آسمان برخاستهاند.
محمدصادق معتمدیان، استاندار تهران، روز ۸ مارس اعلام کرد که عرضه سوخت در پایتخت دچار اختلال شده و از شهروندان خواست از مراجعه غیرضروری به پمپبنزینها خودداری کنند.
هنوز مشخص نیست چه میزان از سوخت ذخیرهشده در انبارهای پایتخت نابود شده است. با این حال، حتی اگر تأسیسات هدفگرفتهشده متعلق به سپاه پاسداران بوده باشند، تردیدی نیست که دولت سوخت تخصیصیافته به شهروندان را به سمت سپاه هدایت خواهد کرد.
مصرف روزانه بنزین در تهران معمولاً حدود 20 میلیون لیتر است که معادل ۱۷ درصد از کل مصرف بنزین کشور محسوب میشود. علاوه بر این، تهران روزانه حدود 7.4 میلیون لیتر گازوئیل مصرف میکند که حدود ۶ درصد از مصرف ملی گازوئیل را تشکیل میدهد.
بر اساس دادههای محرمانه وزارت نفت ایران که چند ماه پیش به دست آمده است، کل ذخایر بنزین کشور کمتر از 1.56 میلیارد لیتر است؛ رقمی که در شرایط عادی تنها برای تأمین مصرف داخلی به مدت یازده تا دوازده روز کفایت میکند.
پس از هدف قرار گرفتن چند انبار فرآوردههای نفتی در تهران، جمهوری اسلامی با حمله پهپادی به مخازن سوخت در فرودگاه بینالمللی کویت پاسخ داد.
هرچند کویتیها موفق شدند آتشسوزی در مخازن سوخت فرودگاه را مهار کنند، اما حملات بیپروا و نسنجیده ایران به زیرساختهای نفتی عربستان سعودی و دیگر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس میتواند مشروعیت حملات تلافیجویانه به زیرساختهای انرژی خود ایران را افزایش دهد.
در همین حال، کویت تولید نفت خود را کاهش داده و صادرات را متوقف کرده است. پیش از بسته شدن تنگه هرمز، کویت روزانه ۱.۹ میلیون بشکه نفت خام و ۸۶۰ هزار بشکه فرآوردههای نفتی صادر میکرد؛ رقمی که در مجموع معادل حدود ۲.۵ درصد از مصرف روزانه نفت جهان است. کویت و دیگر همسایگان عرب نمیتوانند برای مدت نامحدود منتظر بمانند تا ایران به اخلال در تردد کشتیها در تنگه هرمز پایان دهد.
در ۷ مارس، عربستان سعودی به ایران هشدار داد که در صورت حمله به زیرساختهای انرژی و اقتصادی این کشور، «به همان شکل پاسخ خواهد داد». ایران پیشتر تأسیسات سعودی از جمله راس تنوره، بقیق و خریص و پالایشگاههای مرتبط با آنها را هدف قرار داده و حملات مشابهی نیز علیه تأسیسات نفتی دیگر کشورهای عربی خلیج فارس انجام داده است.
پنج پالایشگاه بزرگ ایران—آبادان، ستاره خلیج فارس، بندرعباس، شازند و لاوان—۶۵ درصد از ظرفیت پالایشگاهی کشور را تشکیل میدهند و همگی در نزدیکی خلیج فارس قرار دارند؛ موضوعی که آنها را در تیررس آسان کشورهای عربی همسایه قرار میدهد. علاوه بر این، ۷۰ درصد گاز طبیعی ایران از میدان پارس جنوبی، مشترک با قطر، تأمین میشود و ۸۰ درصد تولید نفت کشور نیز در مناطق نزدیک به خلیج فارس متمرکز است.
هرگونه حمله تلافیجویانه به این تأسیسات میتواند بخش انرژی ایران را برای دههها فلج کند. حتی اگر جمهوری اسلامی سقوط کند، دولت جانشین نیز قادر نخواهد بود نیازهای انرژی کشور را تأمین کند. ویرانی اقتصادی ناشی از چنین وضعیتی میتواند حفظ اقتدار دولت و اداره کشور را تقریباً ناممکن سازد.
فراتر از مصرف داخلی، فرآوردههای نفتی ۵۵ درصد از کل صادرات ایران را تشکیل میدهند. با احتساب صادرات پتروشیمی، این رقم به بیش از ۷۵ درصد میرسد.
تردیدی نیست که حدود ۸۰ تا ۸۵ میلیارد دلار صادرات سالانه نفت خام، فرآوردههای نفتی و محصولات پتروشیمی در حال حاضر هزینههای جنگ و دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی را تأمین میکند. با این حال، پس از فروپاشی احتمالی رژیم، همین درآمدها میتوانند امید و منبع اصلی کشور برای بازسازی اقتصاد و ایجاد دولتی باثبات باشند.
تنگه هرمز—که عملاً از ابتدای ماه مارس توسط ایران مسدود شده است—حدود ۲۰ درصد از مصرف نفت جهان و سهم مشابهی از تجارت جهانی گاز طبیعی مایع را در بر میگیرد. از زمانی که ایران اختلال در عبور و مرور کشتیها در این تنگه را آغاز کرده است، قیمت جهانی نفت طی یک هفته حدود ۳۰ درصد افزایش یافته و به حدود ۹۸ دلار در هر بشکه رسیده، در حالی که قیمت گاز طبیعی در بازارهای جهانی دو برابر شده است.
در حال حاضر، ذخایر تجاری نفت جهان حدود ۲.۸ میلیارد بشکه برآورد میشود که مانع جهش شدیدتر قیمتها شده است. با این حال، اگر تنگه هرمز چند هفته دیگر مسدود بماند، قیمت جهانی نفت میتواند به محدوده ۱۲۰ تا ۱۵۰ دلار در هر بشکه برسد.
این اختلال تنها به بازار نفت و گاز طبیعی مایع محدود نمیشود. حدود ۴۰ درصد گوگرد جهان و ۳۰ درصد از عرضه جهانی کودهای شیمیایی از تنگه هرمز عبور میکند. طی هفته گذشته—در فصل کاشت محصولات کشاورزی—قیمت کود شیمیایی به شدت افزایش یافته و از ۵۷۰ دلار در هر تن فراتر رفته است؛ موضوعی که میتواند امنیت غذایی جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.
به همین دلیل باید اقداماتی برای تضمین باز ماندن تنگه هرمز اتخاذ شود. در غیر این صورت، جمهوری اسلامی امیدوار است با بهرهبرداری از آشفتگی در بازارهای انرژی و غذا، از آن بهعنوان اهرمی برای فشار بر ایالات متحده جهت توقف جنگ استفاده کند.
اصل این مقاله در میدل ایست فروم منتشر شده است

