جنگی که ایالات متحده آمریکا و اسرائیل را در برابر ایران قرار داده، در آسمانها و مسیرهای کشتیرانی جریان دارد، اما یکی از مهمترین پیامدهای اقتصادی آن ممکن است در جایی دیگر در حال شکلگیری باشد: رابطه تجاری شکننده میان تهران و امارات متحده عربی.
مجموعهای از اقدامات اقتصادی اخیر که امارات در پی حملات ایران به زیرساختهای این کشور اتخاذ کرده، نشان داده است که تجارت خارجی ایران تا چه حد به نقش دبی بهعنوان دروازه مالی و لجستیکی وابسته است.
این اقدامات—از محدودیت برای اتباع ایرانی گرفته تا اختلال در کانالهای مالی و تجاری—هم میزان وابستگی متقابل دو اقتصاد را برجسته میکند و هم آسیبپذیریهای ناشی از آن را.
کنسولگری ایران در دبی تأیید کرده است که پس از تعلیق پروازهای مستقیم، بیش از ۱۲۰۰ ایرانی از مسیرهای غیرمستقیم از طریق ارمنستان و افغانستان به کشور بازگردانده شدهاند.
با این حال، مهمتر از این اقدامات فوری، اختلال در جریان تجارت دوجانبه است. امارات پس از چین دومین شریک تجاری بزرگ ایران محسوب میشود و دروازهای حیاتی برای واردات است.
به گفته ربکا گردس، تحلیلگر شرکت دادهای Kpler، از زمان آغاز درگیری هیچ کشتی کانتینری از بنادر امارات به مقصد ایران مشاهده نشده است.
بر اساس دادههای رسمی، صادرات امارات به ایران از حدود ۵.۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۸—زمانی که ایالات متحده آمریکا از توافق هستهای خارج شد—به حدود ۲۳ میلیارد دلار در سالهای اخیر افزایش یافته و بیش از یکسوم کل واردات ایران را تشکیل میدهد.
صادرات غیرنفتی ایران به امارات نیز رشد کرده و از ۵.۷ میلیارد دلار به نزدیک ۸ میلیارد دلار رسیده است.
دادههای شرکت Kpler که در اختیار ایران اینترنشنال قرار گرفته، نشان میدهد ایران روزانه حدود ۱۶۰ هزار بشکه نفت کوره (مازوت) به امارات صادر میکند، همراه با مقادیر کمتری از سایر فرآوردههای نفتی مانند گاز مایع (LPG).
تجارت خدمات نیز کانال مهم دیگری است. ایران سالانه حدود ۲۳ میلیارد دلار خدمات—شامل لجستیک، مهندسی، بیمه و تسهیل تجارت—وارد میکند که حدود ۲۲ درصد آن از امارات تأمین میشود.
بخش قابلتوجهی از این رابطه اقتصادی نیز خارج از کانالهای رسمی جریان دارد. برآورد میشود ایران سالانه بیش از ۲۰ میلیارد دلار کالای قاچاق وارد کند که بخش زیادی از آن از طریق امارات منتقل میشود.
دبی همچنین بهعنوان گرهای کلیدی برای شبکههای تبادل ارز، جعل اسناد مرتبط با محمولههای نفتی و دیگر سازوکارهای دور زدن تحریمهای بینالمللی عمل کرده است. صرافیهای ایرانی نقش محوری در تسهیل این فعالیتها داشتهاند.
گزارشهای اخیر حاکی از آن است که با تشدید تنشها، دهها فعال حوزه صرافی با ارتباطات ادعایی با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در امارات بازداشت شدهاند. هرچند دامنه کامل این اقدامات هنوز مشخص نیست، اما نشاندهنده تلاش گستردهتر مقامات اماراتی برای تشدید نظارت و محدود کردن جریانهای مالی غیرقانونی است.
اقدامات نظامی اخیر ایران چندین نقطه در امارات، از جمله فجیره—تنها پایانه صادرات نفت این کشور خارج از تنگه هرمز—را هدف قرار داده و نگرانیهایی درباره امنیت انرژی و تداوم تجارت ایجاد کرده است.
گزارش اخیر Goldman Sachs هشدار داده است که بسته شدن طولانیمدت تنگه هرمز میتواند تنها در ماه آوریل تولید ناخالص داخلی امارات را تا ۶ درصد کاهش دهد و ریسکهای اقتصادی گستردهتر منطقهای ناشی از این درگیری را برجسته میکند.
با این حال، همین پویاییها آسیبپذیریهای ایران را نیز آشکار میکند. نقش امارات بهعنوان یک مرکز تجاری، مالی و لجستیکی، جایگزینی آن را در کوتاهمدت دشوار میسازد.
کشورهای کمی دارای زیرساخت، نزدیکی جغرافیایی و شبکههای تجاری تثبیتشده لازم برای تکرار نقش دبی در اکوسیستم اقتصادی ایران هستند.
اینکه واکنش امارات به یک نقطه فشار تعیینکننده برای ایران تبدیل شود، به مدت زمان و گستره محدودیتها بستگی خواهد داشت.
در کوتاهمدت، اختلال در تجارت، امور مالی و لجستیک احتمالاً هزینهها را افزایش داده و زنجیرههای تأمین را برای واردکنندگان ایرانی پیچیدهتر میکند. در بلندمدت، تداوم این محدودیتها ممکن است تهران را به تنوعبخشی مسیرها و شرکای تجاری سوق دهد، هرچند جایگزینی نقش امارات نه سریع خواهد بود و نه ساده.
در حال حاضر، روند تنشها نشان میدهد که اصطکاک با امارات ممکن است حتی پس از فروکش کردن درگیری فعلی، به یکی از مهمترین چالشهای خارجی برای ساختار تجاری ایران تبدیل شود.
این مقاله در اصل در ایران اینترنشنال منتشر شده است.

