قطر با خرید گاز از آمریکا به دنبال جبران درآمدهای از دست رفته است

قطر هم‌زمان با میانجی‌گری میان تهران و واشینگتن، برای خرید گاز طبیعی مایع از آمریکا قراردادهای بلندمدت می‌بندد تا در صورت اختلال دوباره در تنگه هرمز، بخشی از درآمد صادراتی خود را حفظ کند.

وابستگی قطر به تنگه هرمز، صنعت گاز این کشور را در برابر اختلال طولانی‌مدت در کشتیرانی آسیب‌پذیر کرده است. برای شرکت دولتی قطرانرژی، خرید گاز تولیدشده در بیرون از خلیج فارس راهی است تا در صورت توقف صادرات قطر، از محل فروش محموله‌های دیگر درآمد کسب کند.

قراردادهای تازه از سال ۱۴۰۸ یا پس از آن اجرا می‌شوند. این قراردادها می‌توانند از زیان‌های آینده بکاهند، اما نه تاسیسات آسیب‌دیده قطر را به مدار تولید بازمی‌گردانند و نه مسیر صادراتی آن را باز می‌کنند.

آسیب‌پذیری قطر جمعه هشتم آبان آشکارتر شد؛ روزی که یک کشتی حامل گاز طبیعی مایع قطر در خلیج فارس هدف «اجسام ناشناس» قرار گرفت و میانجی‌های قطری در تهران برای دستیابی به توافقی میان جمهوری اسلامی و آمریکا مذاکره می‌کردند.

شرکت ناقلات، مالک کشتی «المعیده»، اعلام کرد این شناور شامگاه جمعه هدف قرار گرفت. خدمه آسیب ندیدند، آلودگی زیست‌محیطی گزارش نشد و کشتی همچنان عملیاتی بود.

دوحه حمله را «اقدامی خطرناک علیه کشتیرانی و عرضه جهانی انرژی» خواند و گفت تحقیق برای شناسایی عاملان ادامه دارد.

پیش‌تر نیز الرکیات، کشتی حامل گاز مایع قطر در تنگه هرمز هدف قرار گرفت.

جنگ وابستگی قطر را به تنگه هرمز آشکار کرد

قطر به‌ویژه در برابر اختلال در تنگه هرمز آسیب‌پذیر است. گاز طبیعی مایع نیمی از درآمد ارزی صادراتی این کشور را تامین می‌کند و محموله‌هایی که از خلیج فارس خارج می‌شوند باید از این آبراه عبور کنند.

برخلاف برخی صادرکنندگان نفت منطقه، قطر خط لوله‌ای ندارد که بتواند جای مسیر دریایی صادرات گاز را بگیرد.

صادرات نفت این کشور در سال گذشته روزانه تنها ۵۳۰ هزار بشکه بود؛ بنابراین درآمد ارزی قطر به‌شدت به گاز وابسته است.

بر اساس آمار رسمی دولت قطر، این کشور سال گذشته ۷۹ میلیون تن گاز طبیعی مایع صادر کرد؛ حجمی معادل ۱۷ درصد مصرف جهانی.

افزون بر آن، ۲۰ میلیارد مترمکعب گاز طبیعی، معادل حدود ۱۵ میلیون تن، از طریق خط لوله دلفین به امارات متحده عربی و عمان رسید.

گاز طبیعی مایع نزدیک به ۸۴ درصد کل صادرات گاز قطر را تشکیل می‌داد.

این کشور از اسفند ۱۴۰۴ برای نزدیک به سه ماه صادرات گاز طبیعی مایع را تقریبا متوقف کرد و انتقال محموله‌ها از خرداد ۱۴۰۵ به تدریج از سر گرفته شدند. با این حال، داده‌های شرکت کپلر نشان می‌دهد قطر در سه‌ ماهه سوم سال فقط ۴.۵۸ میلیون تن صادر کرد؛ کمتر از یک‌چهارم حجم صادرات در دوره مشابه سال پیش.

صادرات در شهریور به ۱.۶ میلیون تن رسید؛ بیشترین رقم ماهانه از آغاز جنگ ایران، اما همچنان کمتر از یک‌چهارم میانگین پیش از جنگ.

حدود یک‌سوم این محموله‌ها به کویت رفت و در خلیج فارس ماند.

آسیب به زیرساخت‌ها نیز چشمگیر بوده است.

حمله‌های موشکی جمهوری اسلامی در اسفند ۱۴۰۴ واحدهای مایع‌سازی گاز، موسوم به «قطار» (شماره ۴ و ۶) را در راس‌لفان هدف گرفت. در پی این حمله‌ها، ظرفیت سالانه تولید ۱۲.۸ میلیون تن گاز از مدار خارج شد؛ حدود ۱۷ درصد ظرفیت قطر پیش از جنگ.

حمله‌ها به راس‌لفان، زیرساخت‌های انرژی خلیج فارس را هم آسیب‌پذیر کرد.

سعد الکعبی، وزیر انرژی قطر و مدیرعامل قطرانرژی، ابتدا زمان تعمیر این واحدها را سه تا پنج سال برآورد کرد.

او در مصاحبه‌ای با خبرگزاری رویترز در هفتم آبان، گفت تعمیرات حدود سه سال طول می‌کشد.

شرکت ایتالیایی ادیسون اعلام کرد قطرانرژی اجرای بند فورس ماژور درباره تحویل محموله‌ها را تا پایان آذر تمدید کرده است.

قطر به دلایل تجاری و فنی، احداث خط لوله‌ای برای دور زدن تنگه هرمز را منتفی دانسته است.

الکعبی در شهریور گفت انتقال گاز به ساحلی دیگر مستلزم ساخت تاسیسات تازه مایع‌سازی است و زیرساخت‌هایی را تکرار می‌کند که قطر همین حالا در حال ساخت آن‌هاست.

او همچنین هشدار داد خطوط لوله و تاسیسات وابسته به آن‌ها نیز ممکن است هدف حمله قرار گیرند.

خرید گاز آمریکا راهی برای جبران درآمد از دست رفته

سرمایه‌گذاری قطر در خارج از کشور پیش از جنگ آغاز شده بود؛ اما قراردادهای تازه خرید گاز بخشی از برنامه این کشور برای حفظ درآمد در برابر اختلال‌های احتمالی آینده در کشتیرانی است.

نخستین منبع عمده گاز قطر در خارج از خلیج فارس، پروژه گلدن‌پس در تگزاس است. قطرانرژی ۷۰ درصد این پروژه را در اختیار دارد و سهم باقی‌مانده متعلق به اکسون‌موبیل است. تولید گاز مایع در این پروژه از ۱۰ فروردین ۱۴۰۵ آغاز شد.

ظرفیت نهایی گلدن‌پس سالانه ۱۸ میلیون تن است. پس از راه‌اندازی کامل، سهم قطرانرژی معادل ۱۲.۶ میلیون تن در سال خواهد بود. ظرفیت قطار نخست این پروژه حدود شش میلیون تن در سال است که ۴.۲ میلیون تن آن به سهم قطرانرژی تعلق می‌گیرد.

بخش دوم برنامه، خرید بلندمدت از تولیدکنندگان آمریکایی است. قطرانرژی در ۳۰ مهر دو قرارداد با شرکت چنیر انرژی امضا کرد تا سالانه مجموعا چهار میلیون تن گاز بخرد؛ نیمی از پایانه سابین‌پس در لوئیزیانا و نیم دیگر از پایانه کورپوس‌کریستی در تگزاس.

تحویل محموله‌ها از اوایل دهه ۱۴۱۰ آغاز می‌شود و تا حدود سال ۱۴۳۳ ادامه خواهد داشت. خرید یک میلیون تن از سهم سالانه پایانه سابین‌پس به تصمیم نهایی سرمایه‌گذاری برای توسعه آن پایانه بستگی دارد.

یک هفته بعد، قطرانرژی قراردادی ۲۰ ساله برای خرید حداکثر سه میلیون تن گاز در سال از پروژه گاز طبیعی مایع لوئیزیانای شرکت وودساید امضا کرد.

قطرانرژی انتظار دارد تحویل محموله‌ها از سال ۱۴۰۸ یا پس از آن آغاز شود و با راه‌اندازی واحدهای تولیدی تازه افزایش یابد.

این دو قرارداد روی هم امکان خرید سالانه حداکثر هفت میلیون تن گاز را برای قطرانرژی فراهم می‌کنند.

قیمت خرید از چنیر به شاخص هنری‌هاب آمریکا، به‌علاوه هزینه‌ای ثابت، وابسته است.

طبق قراردادهای هر دو شرکت، تحویل محموله‌ها در مبدا انجام می‌شود و قطرانرژی مسئولیت حمل‌ونقل را بر عهده می‌گیرد.

قیمت پایین‌تر گاز آمریکا می‌تواند امکان فروش سودآور در اروپا و آسیا را فراهم کند؛ هرچند میزان سود به هزینه مایع‌سازی، حمل‌ونقل و قیمت بازار مقصد بستگی دارد.

الکعبی به رویترز گفت هدف از این خریدها، کسب درآمد در زمان اختلال احتمالی آینده در تنگه هرمز است.

او هشدار داد محموله‌های آمریکا نمی‌توانند به آسانی جای قراردادهای بلندمدت کنونی را بگیرند؛ قراردادهایی که پایانه صادراتی و مقصد تحویل مشخص دارند.

قطر همچنین با شرکت ونتیجِر گلوبال مذاکره می‌کند.

الکعبی گفته است انتظار دارد قطرانرژی تا پایان سال ۱۴۰۵ قراردادهای دیگری با دوره‌های ۲۰ تا ۲۵ ساله با تولیدکنندگان آمریکایی و دیگر کشورها امضا کند.

دوحه گزینه‌هایی دارد که تهران ندارد

صنعت گاز ایران نیز تحت فشار است، اما این کشور برای جبران خسارت‌ها از راه سرمایه‌گذاری خارجی و پروژه‌های برون‌مرزی، گزینه‌های بسیار کمتری دارد.

شرکت ملی گاز ایران اعلام کرده است حمله‌های اسفند ۱۴۰۴ در چهار پالایشگاه گاز، روزانه حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب از ظرفیت تولید را از مدار خارج کرد. از آن زمان تاکنون، حدود ۱۰۰ میلیون مترمکعب از این ظرفیت بازگشته است. در نتیجه، روزانه حدود ۱۳۰ میلیون مترمکعب ظرفیت تولید همچنان از دسترس خارج است؛ رقمی معادل حدود ۱۶ درصد تولید روزانه سال گذشته.

ایران پیش از جنگ نیز در ماه‌های سرد با کمبود گاز روبه‌رو بود. شرکت ملی گاز هشدار داده است که زمستان امسال ممکن است حدود ۱۱ استان با مشکل تامین گاز مواجه شوند.

به‌دنبال آسیب دیدن ظرفیت پالایش گاز، شرکت ملی گاز زمان بازسازی پالایشگاه‌های آسیب‌دیده را دست‌کم دو سال برآورد کرده است.

توان مالی تهران برای بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده محدود است و امکان حضور شرکت‌های خارجی در پروژه‌های انرژی ایران تقریبا وجود ندارد. این در حالی است که قطر منابع مالی بیشتری برای تعمیر واحدهای آسیب‌دیده گاز مایع و سرمایه‌گذاری در خارج کشور دارد.

این تفاوت‌ها نشان نمی‌دهند تهران تا چه زمانی می‌تواند اختلال در کشتیرانی را ادامه دهد؛ اما قطر گزینه‌های تجاری بیشتری برای مدیریت پیامدهای آن دارد.

سهم قطرانرژی از پروژه گلدن‌پس پس از راه‌اندازی هر سه قطار، ظرفیت سالانه ۱۲.۶ میلیون تن خواهد بود. قراردادهای چنیر و وودساید نیز امکان خرید سالانه حداکثر هفت میلیون تن دیگر را فراهم می‌کنند.

این حجم به تدریج در دسترس قرار می‌گیرد و در مقایسه با ظرفیت سالانه ۷۷ میلیون تنی قطر پیش از جنگ و برنامه این کشور برای افزایش ظرفیت به ۱۴۲ میلیون تن تا سال ۱۴۰۸ یا ۱۴۰۹، همچنان محدود است.

فروش گاز خریداری‌شده از خارج می‌تواند بخشی از زیان مالی ناشی از اختلال را جبران کند، اما بازسازی تاسیسات تولیدی قطر و باز ماندن مسیر عبور از تنگه هرمز همچنان برای از سرگیری صادرات خود این کشور ضروری است.

اصل این مقاله در ایران اینترنشنال به قلم دالغا خاتین‌اوغلو منتشر شده است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *